ارسالکننده : سردارابادی در : 90/1/26 9:32 عصر
آنچه که والدین باید بدانند
?- فرزندان را در حد معقول و منطقی محدود کنید.
گاهی با مخالفت و تحمیل نظرات منفی ، مانع پیشرفت فرزندان می شویم . ارتباط مثبت با آنان داشته باشید، حتی آهنگ صدایتان دوستانه باشد. هرگز با نظرات غیر منطقی آنان را محدود نکنید.
?- موانع را بردارید، به فرزندان انگیزه دهید و از آنان حمایت کنید.
بکوشیم با برداشتن موانعی که سر راه فرزندان وجود دارد، راهشان را هموار کنیم. وظیفه ما آن است که به فرزندان انگیزه دهیم و از آنان حمایت کنیم.
?- شنونده خوبی باشید و به آنها احترام بگذارید. بسیاری از نوجوانان و جوانان فکر می کنند والدین شان آنان را درک نمی کنند. یکی از مهم ترین دلایل آن است که والدین به صحبت های دختران و پسران خود گوش نمی کنند، مسلماً دنیای امروز آنان با دنیای نوجوانی و جوانی دیروز شما تفاوت دارد.
به روش معقول و مناسبی که برای رویارویی با مشکلات به کار می برند احترام بگذارید و شرایطی ایجاد کنید که شما را محرم اسرار خود بدانند و درد دلشان را بگویند.
?- از فرزندان انتظار نداشته باشید آرزوهای برآورده نشده شما را تحقق بخشند. شما می خواستید دکتر شوید . شاید فرزندتان علاقه کاملاً متفاوتی داشته باشد و نتواند آرزوی شما را برآورده سازد.
فرزندان باید آرزوها و علایق خود را داشته باشند و آن را دنبال کنند.
?- در حد معقول آنان را آزاد بگذارید. زمانی می رسد که باید فرزندان را در حد معقول آزاد بگذاریم و اجازه دهیم پرواز کنند. ولی نباید آنان را رها کنیم. آنان را آزاد بگذارید تا تلاش و تجربه اندوزی را بیاموزند.
?- دورادور مراقب فرزندان باشیم. در هنگام پرواز فرزندان، آنان را فراموش نکنید و از دور مراقبشان باشید. محبت تان نسبت به آنان کم نشود. به آنان فرصت دهید حتی در برخی موارد شکست بخورند و در زمانی که به ما احتیاج داشتند در کنارشان باشیم و از آنان حمایت کنیم ولی طوری رفتار نکنیم که تصور کنند در زندگی شان دخالت می کنیم.
?-محبت غیرشرطی را نثار فرزندان کنید. خانواده بهترین مکان محبت و پذیرش جوان است. گاهی پذیرش برخی رفتارهای فرزندان بسیار مشکل است . موارد منفی را دوستانه به آنان تذکر دهید. هرگز اجازه ندهید این امر باعث شود محبت تان را از فرزندانتان دریغ کنید. محبت واقعی والدین شرطی نیست.
?- رفتارهای مثبت آنان را تایید کنید. با تایید رفتارهای مثبت فرزندان، اعتماد به نفس آنان را افزایش می دهید و راه سفر به بزرگسالی را برایشان هموار می کنید.
?- مشوق فرزندان باشید.
اگر به فرزندان محبت کنید، آنان را بپذیرید و تایید کنید، آنان تشویق می شوند.
??- از راهنمایی مربیان و دبیران آنان استفاده کنید.
گاهی اگر والدین بهترین نصایح را بگویند، فرزندان نمی پذیرند. این امر طبیعی است. جوانان باورها و ارزش های خود را دارا هستند. در این صورت نصایح مربیان و دبیران بر آنان تاثیر می گذارد.
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : سردارابادی در : 90/1/22 12:51 عصر
هوش هیجانی !؟ |
|
|
|

|
افراد برخوردار از هوش هیجانی، راحتتر ارتباط برقرار میکنند، راحتتر میخندند، راحتتر ابراز ناراحتی و دلخوری میکنند و آگاهی و درک بیشتری از احساسات و عواطف دیگران دارند... |
به مجموعهای از تواناییهای دانشی، بینشی و توانشی افراد به انضمام یکسری از شایستگیهای فردی- اجتماعی که هرکس را به خودکنترلی و کسب توانمندی بیشتر سوقدهد، «هوش هیجانی» و یا بهتعبیری «هیجان مؤثر» گویند. «ریچارد بویاتسیز»، از صاحبنظران هوش هیجانی، در تعریف این مفهوم معتقد است که: «وقتی هوشمندانه و آگاهانه و معقول از هیجانات خود استفاده کنیم، یعنی از هوش مؤثر و هیجانی برخورداریم.» و در جهت پیبردن به میزان و شدت هوش هیجانی شاخصهایی چون: - میزان و شدت دلسوزی برای دیگران - میزان و شدت احساس تعهد نسبت به دیگران - میزان و شدت حساسیتهای معقول و مثبت فردی - میزان و شدت درک افرادی که همانند خودِ فرد نیستند را نامبرده و بالاترین درجهی «همدلی» را همان میزان و شدت درک افراد متفاوت از خود میداند.
«بویاتسیز» بر این امر تأکید دارد که جهت برخورداری و گسترش هوش هیجانی، افراد باید: 1- احساسات و ارزشهای خود را نادیده نگیرند.2- به میزان و شدت مؤثربودن و تأثیرگذاری خود بر رفتار دیگران آگاه شوند.
هیجان فقط یک احساس نیست، بلکه نوعی رفتار است که در فرآیند کار و زندگی، بسیار مؤثر است؛ افراد برخوردار از هوش هیجانی، راحتتر ارتباط برقرار میکنند، راحتتر میخندند، راحتتر ابراز ناراحتی و دلخوری میکنند و آگاهی و درک بیشتری از احساسات و عواطف دیگران دارند. این افراد ضمن آنکه به احساس و ارزشهای دیگران احترام گذارده و در کنترل و راهبری هیجانات خود توانا و مقتدرند اما توانایی برقراری ارتباط را با تملق، چاپلوسی، بلهقربانگویی و عدم استقلال فردی، فکری و شخصیتی، یکی فرض نمیکنند و بههمین دلیل است که اینگونه افراد که به نخبگان و شایستگان معروفاند، درعین انعطافپذیری و صمیمیت، بسیار مقتدر و قاطع نیز هستند.
بسیاری از شرکتها و مؤسسات قدرتمند، در استخدام کارکنان و بهویژه مدیران خود، به مؤلفههای سنجش میزان هوش عاطفی فرد ازجمله خودآگاهی عاطفی، عزتنفس، احترام به خود، خودشکوفایی، واقعگرایی، انعطافپذیری، جدیت، درک دیگران، قدرت حل مسائل، مسؤولیت اجتماعی، نگاه همهجانبه و... میپردازند.
آزمون سنجش و اندازهگیری هوش هیجانی: به موارد ذکرشده در جدول زیر، براساس میزان حضورش در خودتان امتیاز از 1 تا 4 دهید؛ سپس امتیازات کسبشده را با هم جمع ببندید؛ عدد حاصله هرچه بیشتر باشد، شما از هوش هیجانی بالاتری برخوردارید.
ردیف
|
عوامل
|
شاخصها
|
امتیازات
|
|
4
|
3
|
1
|
آگاهی اجتماعی
|
توجه و احترامگذاری به حضور دیگران
|
|
|
شنیدن با دقت و حوصله
|
|
|
توجه به دیدگاه و نظرات دیگران
|
|
|
شناخت و درک وضعیتی که در آن بهسر میبریم.
|
|
|
2
|
خودآگاهی
|
توان برقراری ارتباط
|
|
|
توان قانعکردن و پذیرش دیگران
|
|
|
کمک به رشد و بالندگی دیگران
|
|
|
توافق روی نکات مشترک با دیگران
|
|
|
توان اعتماد و نگاه مثبت به دیگران
|
|
|
3
|
مهارتهای اجتماعی
|
توان برقراری ارتباط
|
|
|
توان قانعکردن و پذیرش دیگران
|
|
|
کمک به رشد و بالندگی دیگران
|
|
|
توافق روی نکات مشترک با دیگران
|
|
|
توان اعتماد و نگاه مثبت به دیگران
|
|
|
4
|
انگیزش
|
توان برخورد با مشکلات
|
|
|
نداشتن احساس نومیدی و یأس
|
|
|
اعتقاد به موفقبودن خود
|
|
|
تأیید و تشویق خود
|
|
|
5
|
خودکنترلی
|
برخورداری از آرامش و متانت
|
|
|
صبور بودن و تأمل
|
|
|
یکپارچگی در تصمیمگیری
|
|
|
شفافیت و صراحت
|
|
|
نتیجهگیری: «لژاندیک» روانشناس سرشناس، باوجود مانور بسیار زیادی که روی مفهوم بهرهی هوشی (IQ) در دهههای 1920 و 1930 داد اما عمیقاً براین باور بود که توان درک دیگران و برخورداری از هوشیاریِ اجتماعی و داشتن رفتار معقولانه در تعاملات انسانی، ازجمله جنبههای بااهمیت در میزان بهرهی هوشی افراد است. هوش مؤثر و هیجانی، موردی ثابت و بدون تغییر نیست و میتواند به موازات بزرگترشدن، قویتر شود؛ بهطوری که هرچند رشد و گسترش هوش هیجانی در سنین پایین، راحتتر و سادهتر است اما بزرگسالان نیز قادرند همیشه و بهطور مستمر، هوش هیجانی خود را پرورش دهند؛ به بیانی دیگر هرچند شکوفاکردن تواناییهای شناختی و آکادمیک در بزرگسالی مشکل است اما هرکس در هر سن و سالی و یا در هر مرحلهای از زندگی، قادر به پرورش هوش هیجانی و مؤثر خود میباشد.
|
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : سردارابادی در : 90/1/22 12:45 عصر
نحوه برخورد با کودکان خجالتی |
|
|
|

|
از همان وقتی که متوجه شدید بچه? شما خجالتی است، از میان همسالان او همبازیهای مناسبی برایش انتخاب کنید. بهتر است این همبازیها کمی کوچکتر باشند |
برای راهنمائی پدر و مادرها در رویاروئی با خجالت و کمروئی کودکان، آنچه را که باید کرد و آنچه را نباید کرد، در زیر بهصورت فشرده شرح میدهیم: آنچه باید کرد: - از همان وقتی که متوجه شدید بچه? شما خجالتی است، از میان همسالان او همبازیهای مناسبی برایش انتخاب کنید. بهتر است این همبازیها کمی کوچکتر باشند تا بچه? خجالتی شما نسبت به آنها احساس برتری کند و احساس حقارت و عدم اعتماد بهنفس در او ریشهکن شود.
- نارسائیهای جسمانی او را در نظرش کماهمیت و کوچک جلوه دهید و در مقابل صفات خوب و استعدادهایش را بستائید و تشویقش کنید.
- در صورت امکان او را به مهد کودک بفرستید تا معاشرت با بچههای همسال تاحدودی از حجت و کمروئی او بکاهد. وقتی که کمی بزرگتر شد، او را به انجام ورزشهائی در خور سن وسال و مورد علاقه و توجهش تشویق کنید.
- وادارش کنید که گاهی خریدهای کوچک روزانه را او انجام دهد و بهتدریج انجام وظایف و کارهای مهمتری را از او بخواهید. فراموش نکنید که ریشه کمروئی او به علت عدم اعتماد بهنفس است، بنابراین در هر موقعیتی لیاقت او را به خودش بقبولانید تا به شایستگیاش اطمینان یابد.
- در هر فرصتی با او گفتگو و بحث کنید تا بتواند حرف بزند و اندیشههایش را ابراز کند و به دفاع از عقاید و تصوراتش بپردازد.
- از بچگی عادتش دهید که شعر یا قصهها و لطیفههای جالب را از بر کند و در حضور شما و دیگران بیان دارد. وقتیکه به مدرسه رفت و خواندن و نوشتن آموخت، تشویقش کنید که قطعات جالب کتابی را با صدای بلند بخواند و با دقت گوش دهید تا مطمئن شود که مورد توجه قرار دارد.
آنچه نباید کرد: - حجب و خجالت فرزندتان را بهصورت نقطه ضعفی به رخ او نکشید و مدام بهخاطر اینکه خجالتی و دست و پا چلفتی است، او را مورد ایراد و انتقاد و سرکوفت قرار ندهید.
- اگر از سلام و خوش و بش با افراد غریبه روگردان است، اهمیتی ندهید. همین بیتوجهی پس از چندی سبب میشود که خودش برای جلب توجه در رفتارش تجدید نظر کند.
- در حضور دوستان و همسالانش او را مورد سرزنش و تحقیر قرار ندهید و به او تلقین نکنید که با این خجالت وکمروئی هرگز در زندگی موفق نمیشود.
- لباسهائی برایش انتخاب نکنید که از نظر زیبائی یا گرانی قیمت تک و انگشتنما باشد و توجه و حسادت بچههای دیگر را جلب کند. بهعکس این مورد هم توجه داشته باشید تا بهخاطر سر و وضع نامناسب در جمع همسالان به احساس حقارت دچار نشود.
- از او شکایت نداشته باشید که چرا با میهمانها نمیجوشد و غریبی میکند یا در موقع مورد خطاب واقع شدن زود سرخ میشود. اینگونه واکنشها که در بعضی از کودکان وجود دارد، در معاشرتهای بیشتر و عادت کردن به زندگی اجتماعی بهتدریج برطرف خواهد شد.
|
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : سردارابادی در : 90/1/22 12:41 عصر
نحوه برخورد والدین با کودکان لوس
کودکان موجودات در حال رشدی هستند و براساس این که در سالهای اولیه زندگی چگونه تربیت شوند و آموزش ببینند، سبک خاص رفتاری پیدا می کنند.
این سبک رفتاری الگویی تقریباً ثابت و دائمی برای آنها به وجود میآورد، و تعیین کنندهِ نحوه ارتباطات و برخوردهای آنان نیز می باشد. هر خانواده در ارتباط با فرزندان شیوه خاص خود را دارد؛ و این نحوه برخورد، در تلاقی با ساختار ژنتیکی هر فرد، باعث می شود که شخصیتهایی بسیار متفاوت و متمایز شکل بگیرند.
رشد اجتماعی کودکان یکی از حیطه های رشدی است که دقیقاً به ما نشان می دهد آیا فرزند مطابق با سن تقویمی یا شناسنامه ای خود رفتار می کند یا خیر؟ و اگر مطابق با سن شناسنامه ای رفتار نمی کند چه دلایلی برای این مسئله وجود دارد و رفتارهای او چگونه شکل گرفته است؟
یکی از سبکهای غلط رفتاری کودکان، ناتوانی در ایجاد و برقراری رابطه سالم با همسالان است؛ یعنی کودکانی وجود دارند که راههای برقراری ارتباط سالم را نمی دانند. این گروه از کودکان بعضاً تحت عنوان «کودکان لوس» نامگذاری میشوند. آن چه در این نوشتار مورد بحث قرار می گیرد عوامل مؤثر در شکل گیری این گونه رفتارهاست.
? چرا کودکان لوس می شوند؟
یکی از دلایل لوس شدن کودکان روش های غیرقابل قبول والدین به لحاظ تربیتی است؛ والدین محبت کنندهِ افراطی که معیارهای تربیتی و روشهای یادگیری را در نظر نمی گیرند و صرفاً با محبتهای بی حد و حساب مانع اجتماعی شدن رفتارهای کودکان می شوند. چنین کودکانی معنای صبر و تحمل را در زندگی نمیآموزند و انسانهایی عجول و شخصیتهایی متزلزل بار خواهند آمد.
? آیا می توان کودکان لوس را اصلاح کرد؟
بله؛ چنانچه والدین از روشهای غیر قابل قبول دست بردارند و در مورد فرزندان خود قوانین تربیتی درستی را اعمال کنند، و به شرط آن که روشهای جدید ثابت و مستمر باشد، می توان امید داشت که این روشها به تدریج مؤثر واقع شوند.
? نقش تشویق و تنبیه در تربیت کودک
تشویق و تنبیه دو روش متفاوت تربیتی هستند و بایستی ویژگیهایی داشته باشند تا مؤثر واقع شوند. این دو روش چنانچه به موقع و با اصول درست اعمال گردند، می توانند از لوس شدن کودکان جلوگیری کنند. معمولاً کودکان لوس، والدین تسلیم شونده دارند. آنها در مقابل خواسته های کودک فوراً تسلیم میشوند و هر آن چه که او طلب کند، برایش فراهم میکنند.
در خانوادهای که کودک لوس پرورش داده میشود، اثری از روشهای تنبیهی مناسب دیده نمی شود. یعنی چنانچه کودک کار اشتباهی مرتکب شود یا این که بخواهد تعیین کننده باشد و به والدین خود دستور دهد یا این که با داد و فریاد و عصبانیت حرف خود را به کرسی بنشاند، در این خانواده هیچ گونه روش مناسبی برای جلوگیری از این رفتارها و جهت دهی به آنها وجود ندارد. این نوع خانوادهها از لحاظ روان شناسی به خانوادههای محبت کنندهِ افراطیِ آزاد گذارنده معروف اند؛ خانوادههایی که بی نهایت توجه، محبت و محافظت در مورد فرزندان خود دارند و در عین حال آنها را برای انجام هرگونه عملی آزاد می گذارند.
این مسئله بسیار اهمیت دارد که میزان مقاومت، ایستادگی و انعطاف خود را در برابر فرزندانمان مورد بررسی قرار دهیم. بعضی از والدین پس از مقاومتی کوتاه در مقابل تقاضاهای فرزند، تسلیم می شوند و خواسته های کودک را به همان شکلی که او می خواهد برآورده می کنند. محبت در حد متعادل، توجه به نیازها و برآوردن آنها در حد معقول و داشتن روش های مناسب و علمی برای تشویق و تنبیه کودکان از جمله مواردی است که بایستی در خانواده وجود داشته باشد.
? والدینی محبت کننده و در عین حال قاطع باشیم
وقتی صحبت از قاطع بودن به میان می آید، برخی از والدین تصور میکنند که جدی و قاطع بودن به این معناست که مثلاً پرخاشگر هم باشیم و یا این که چنانچه فرزندمان از ما پیروی نکرد، با زور و خشونت مواردی را به او تحمیل کنیم. حال آن که در مقوله های تربیتی، قاطع و جدی بودن به این معناست که از اصولی پیروی کنیم و قوانینی برای فرزندانمان داشته باشیم، به علاوه، اصرار به اجرای آن قوانین در خانواده وجود داشته باشد. ثبات خُلق و ثبات اندیشه و رفتار در والدین ضروری است. چنانچه اصول تربیتی خود را تغییر دهیم و به گفته های خود چندان اعتقادی نداشته باشیم، فرزندان به اصول و قوانین خانواده پایبند نخواهند شد. پس جدی و قاطع بودن به معنای آن است که در اجرای اصول و قوانین خانواده باری به هر جهت رفتار نکنیم.
? همه چیز به موقع و در زمان خود بایستی انجام پذیرد
چنانچه کودکان از قوانین خانواده پیروی نکنند و حتی خلاف آن عمل کنند، برای مثال در جمع فامیل رفتاری از آنها سر بزند که مطابق با موازین تربیتی نباشد، آیا لازم است که مثلاً در جمع مورد تنبیه یا سرزنش قرار گیرند؟ مسلماً نه؛ یادآوری نکات تربیتی و قوانین مورد نظر به کودک بایستی در منزل و به طور خصوصی صورت گیرد. کودکان برای قضاوت دیگران راجع به خودشان اهمیت فراوانی قائلند و چنانچه در حضور دیگران مورد توبیخ قرار گیرند رنجیده خاطر می شوند و در پارهای موارد رفتارهای تلافی جویانه از آنها سر خواهد زد. چنانچه حریم خانواده امنیت و اطمینان لازم را برای کودک فراهم کند، او به راحتی می تواند اشتباهات خود را بپذیرد و هر موردی را که به او تذکر داده شود تغییر دهد.
می توانیم به جای ناامیدکردن مکرر و پی در پی کودکان، آنها را به داشتن رفتارها و اندیشه های خوب و مثبت تشویق کنیم. به علاوه، لازم است از شتابزدگی بپرهیزیم. در واقع بایستی به مراحل رشد کودک دقت داشته باشیم؛ و به این نکته مهم توجه کنیم که آیا کودک برای انتظاری که از او داریم آمادگی لازم را دارد؛ یا خواسته و انتظار ما بالاتر از سن و توان اوست؟
رفتارهای کودکان و همین طور یادگیری بسیاری از رفتارها به رشد سیستم عصبی - مرکزی مربوط میشود. پختگی سیستم عصبی- مرکزی بایستی انجام شود تا کودکی قادر باشد صحبت کند، حرکت کند، راه برود، معنای بسیاری از مطالب را درک کند و خود قادر به انجام عمل باشد. پس انتظار پیش از موقع و در واقع انتظارات زودرس از کودکان باعث فشارها و استرسهای روحی برای آنان می شود و چنانچه کودکان نیز با کلام و زبان خود، والدین را از این وضعیت آگاه نکنند، این فشارها به گونه ای دیگر خود را نشان می دهند. مثلاً ممکن است به صورت علائم و نشانههای جسمانی یا حرکتها و پرشهایی که به تیک عصبی شناخته میشوند ظاهر گردند.
والدین محبت کنندهِ افراطی که معیارهای تربیتی و روشهای یادگیری را در نظر نمی گیرند و صرفاً با محبتهای بی حد و حساب مانع اجتماعی شدن رفتارهای کودکان می شوند. چنین کودکانی معنای صبر و تحمل را در زندگی نمیآموزند و انسانهایی عجول و شخصیتهایی متزلزل بار خواهند آمد. اهمیت و ضرورت دانستن مطالب و نکات مطرح در مورد رشد کودکان آن است که به والدین این شناخت را می دهد که به انتظارات خود نگاه مجددی داشته باشند تا چنانچه انتظارات و خواسته های آنها بیش از حد توان فرزندان است و یا برعکس، خواستههایشان بسیار کمتر از توانمندی کودکان است، رفتارهای خود را اصلاح کنند.
? میآموزند
فرصتهایی که به کودکان داده می شود تا در جمع همسالان خود قرار بگیرند باعث می شود که ضمن بازی، با هم ارتباط برقرار کنند و بسیاری رفتارهای اجتماعی را از یکدیگر بیاموزند. همکاری، تعاون، اشتراک و نظایر آن از مفاهیمی است که میتوان با قرار دادن کودکان در گروه همسن به آنها آموخت.
? نتیجه گیری
رفتارهایی که از کودکان سر می زند و در واقع سبک زندگی آنان را نشان می دهد، آموختنی و اکتسابی است. بنابراین آن چه در مورد شخصیت، عادات، تجربیات و یادگیری کودکان مشاهده می کنیم، همه نشأت گرفته و تأثیرپذیر از محیط زندگیشان است. روشهایی که والدین در قبال فرزندان اعمال میکنند، از جمله روشهای تشویقی و تنبیهی، قوانین و مقررات در خانواده، نحوه اجرای قوانین خانواده، انعطاف داشتن، سختگیر، قاطع و یا تسلیم شونده بودن در ساخت فکری کودکان و رفتارهای آنان بسیار مؤثر است.
کلمات کلیدی :